نگاه نو

مقالات و دیدگاه های محمد کاظم انبارلویی

نگاه نو

مقالات و دیدگاه های محمد کاظم انبارلویی

نگاه نو
طبقه بندی موضوعی
بایگانی

(29 خرداد 97)

بیش از صد نفر از مدعیان  اصلاح طلبی خواستار مذاکره مستقیم و بدون قید و شرط جمهوری اسلامی با ترامپ شده اند! سازه این امضاها نشان می‌دهد بهائیان در کنار کمونیست‌ها، کمونیست‌ها در کنار برخی اصلاح‌طلبان وطن‌فروش حاضر در خیمه فتنه‌گری، مفسدان اقتصادی و برخی ورشکستگان سیاسی اصرار دارند برای چنین پیشنهادی در کنار هم دیده شوند. گونه‌شناسی امضاها نشان می‌دهد فتنه‌گران سبز و بنفش چه کسانی هستند و چگونه بی‌پروا منافع دشمنان قسم‌خورده ملت را در ایران نمایندگی می‌کنند.

(27 خرداد 97)

دیدار ترامپ و کیم جونگ اون، روسای جمهور آمریکا و کره شمالی همچنان نقل محافل سیاسی جهان است. بیانیه نشست و اظهارات ترامپ نیاز خبری و تحلیلی این محافل از گفتگوی 5 ساعته رهبران دو کشور را بر طرف نمی کند و به نظر می رسد هر دو طرف خویشتنداری خود را از بیان آنچه در این گفتگو رفته حفظ کرده اند و بیانیه نشست و نیز گفتگوی خبری ترامپ پوشش و پنهان سازی برای آنچه در این گفتگو ها رفته، محسوب می شود.

(20 خرداد 97)

حجت الاسلام والمسلمین موسوی خوئینی ها در کانال تلگرامی خود در پاسخ به یک سوال به سابقه تشکیل حزب توسط روحانیون و استخراج از نظر امام در سال 57 اشاره می کند و می‌گوید :" امام به من گفتند روحانیون نباید حزب درست کنند. اگر روحانیون حزب درست کنند در وقت اختلاف بین این حزب و دیگران چه کسی میانه را بگیرد و اختلاف را برطرف کند."(1)
9 سال بعد آقای خوئینی‌ها و رفقا به همراه جمعی از علما از روحانیت مبارز که حزب تلقی نمی‌شد و دبیرکل آن هم زیر بار ثبت آن در وزارت کشور به عنوان حزب نمی‌رفت انشعاب کردند و مجمع روحانیون مبارز را به عنوان یک حزب در وزارت کشور به ثبت رساندند.
ظاهرا نظر امام (ره) در مورد حزب تغییری نکرده بود، اما اصرار آقای موسوی خوئینی ها  و رفقا مبنی بر تشکیل حزب و انشعاب باعث گردید امام (ره) به آن رضایت بدهند. ضمن اینکه امام (ره) در این رضایت یک رقابت دوضلعی بر اساس منافع و مصالح اسلام و کشور را طراحی کردند که مرکز ثقل رقابت ها در جمهوریت نظام این دو ضلع باشد تا وحدت  ملی و انسجام دینی در رقابت‌های سیاسی آسیب نبیند.

(13 خرداد 97)

وصیت‌نامه سیاسی - الهی امام خمینی (ره) هفت سال قبل از ارتحال ملکوتی معظمٌ له نگاشته شده و در تاریخ 22 تیرماه 62 به صورت لاک و مهر شده نزد خبرگان اول به امانت رفت. چهار سال بعد از تاریخ 19 آذر 1366 مورد بازبینی قرار گرفت و طی مراسمی با حضور مقامات کشور، یک نسخه از آن در آستان قدس رضوی و نسخه‌ای دیگر در مجلس خبرگان گذاشته شد. امام (ره) در طول سال‌های پس از ارائه وصیت‌نامه، سخنان و پیام‌های زیادی را مطرح کردند که می‌توان آن را متمم یا مکمل وصیت‌نامه به عنوان روشنگری و تبیین خط مبارک ایشان دانست. امام خمینی (ره) یک حکیم، فیلسوف، فقیه و سیاستمدار برجسته، نه تنها در تاریخ معاصر بلکه تاریخ جهان اسلام است. آنچه که این ویژگی‌ها را برجسته تر می‌کند انقلابی بودن، انقلابی ماندن و انقلابیگری اوست. هیچ رجل انقلابی در تاریخ سرغ نداریم که به طاغوت زمان برای دستگرمی امر مبارزه، بگوید؛ «من اکنون قلب خود را برای سرنیزه ‌های مأمورین شما حاضر کردم ولی برای قبول زورگویی‌ها وخضوع در مقابل جباری‌های شما حاضر نخواهم کرد.» (1) این پیام آتشین، نشان از یک گرمی و حرارت انقلابی در امر مبارزه بود که هیچ وقت به سردی نگرایید. این حرارت تا آخرین روزهای حیات امام (ره) از کلام و پیام او حتی اندکی کاستی نگرفت. کاستی لحن و بیان انقلابی و عمل انقلابی در تمام سال‌های پس از 15 خرداد 42 تا آخرین لحظات حیات امام (ره) را نه چشم دشمن دید نه گوش خصم، آن را شنید.

(9 خرداد 97)

رهبر معظم انقلاب در دیدار مسئولان و کارگزاران به یک حقیقتی اشاره کرده و فرمودند : «دولت جمهوری اسلامی نمی تواند با آمریکا تعامل کند.»
چرا تعامل با آمریکا ممکن نیست؟ چرا حتی وقتی انعطاف نشان می‌دهیم و عقب می‌نشینیم اثری در جلوگیری از خصومت‌ورزی اشرار کاخ سفید دیده نمی شود؟
اینکه امام (ره) در زمان حیات خود باب هر گونه گفتگویی را با آمریکایی‌ها بست، این واقعیت را می‌دید که اصلاً در مرام آمریکایی‌ها تفاهم، تعامل، گفتگو، پیمان و قرارداد، جایی ندارد. به همین دلیل ملاقات وزیرخارجه دولت موقت با یکی از مقامات آمریکایی باعث سقوط دولت موقت شد و چند سال بعد که مک فارلین با هدایا و پیشنهادهای شیرین به تهران آمد، از همان فرودگاه مهرآباد دیپورت شد و هیچ مقام ایرانی جرأت نکرد در مقابل خشم انقلابی ملت و امام (ره)، او را تحویل بگیرد. 

(6 خرداد 97)
مقام معظم رهبری در دیدار با مسئولان و کارگزاران نظام 6 تجربه درس آموز مذاکرات برجام را یادآور شدند که اگر به آن توجه نشود، در گفتگو با اروپا و دیگر اعضای 1+4 و نیز در نگاه به دیپلماسی خارجی آسیب خواهیم خورد. خلاصه این تجریبات را می توانیم در زیر مرور کنیم:
1- تعامل با آمریکا ممکن نیست چون بدعهد هستند و نقض پیمان 
می کنند. اکنون نه تنها ایران بلکه دیگر کشورهای جهان و حتی شرکای آمریکا نیز این تجربه عینی را دارند لمس می کنند.
2- تجربه تلخ برجام نشان داد که بهانه آنها فقط هسته ای نیست. آنها مؤلفه های قدرت ایران و اقتدار ملت را نشانه گرفته اند.
3- عقب نشینی و انعطاف از دشمنی آمریکا نمی کاهد بلکه آنها را گستاخ تر و جسورتر می کند.

(3 خرداد 97)

36 سال پیش که بانگ مارش نظامی در صدا و سیمای جمهوری اسلامی پیچید و خبر آزادی خرمشهر اعلام شد، مردم به خیابان‌ها ریخته و شادی خود را به رخ دشمنان ایران و اسلام کشیدند. همه منتظر بودند ببینند فاتح این فتح بزرگ کیست؟
امام (ره) به این نیاز خبری مردم توجه داشت لذا طی پیامی اعلام کرد؛ "خدا خرمشهر را آزاد کرد." تمامی کسانی که در فتح خرمشهر نقش کلیدی داشتند از آن هنگام تا کنون هیچ وقت به این مهم تفوه نکرده اند  که ما خرمشهر را آزد کردیم.

(1 خرداد 97)

نشست غیرعلنی مجلس پیرامون مباحث وصله و پینه ‌کردن برجام با اروپایی‌ها بود. یکی از مباحث در این نشست اصرار دولت برای تصویب مطالبات «اف.اِی.تی.اف» بود که در قالب اصلاحیه لوایح چهارگانه دولت به ویژه لایحه الحاق ایران به کنوانسیون مقابله یا تامین مالی تروریسم این روزها نقل محافل دولت و مجلس است. ظریف وزیر خارجه ، سیدعباس عراقچی معاون وزیر خارجه و مسعود کرباسیان وزیر محترم اقتصاد به مجلس رفتند تا نمایندگان را قانع کنند با تصویب قطعی لوایح چهارگانه موانع همکاری بانک‌های خارجی برداشته می‌شود. لذا اگر مجلس تا تیرماه 97 مطالبات «اف.اِی.تی.اف» را برآورده کند، در نشست «اف.اِی.تی.اف» تصمیمات برای رفع موانع گرفته خواهد شد. مقررات «اف.اِی.تی.اف» را همان کسانی نوشته‌اند که در برجام آن سوی میز مذاکره در مقابل ما صف‌آرایی کرده بودند. آنها در برجام زیرساخت‌های تحریم از بیرون را ساماندهی و تحکیم بخشیدند، حال با مقررات «اف.اِی.تی.اف» درصدد تحریم از درون یا به قول معروف، «خود تحریمی» هستند. بحث های سنگینی در مجلس بین نمایندگان دولت و مردم انجام شد که بخشی از آنها به بیرون درز پیدا کرد. 48 الزام «اف.اِی.تی.اف» که در لوایح چهارقلو آمده است دقت شورای نگهبان را می‌طلبد تا ما از یک سوراخ 10 بار گزیده نشویم. این الزامات با قاعده نفی سبیل و اصول 152 و 153 و 154 قانون اساسی مغایر است. امیدواریم شورای نگهبان راه سلطه خارجی از درون را با رد این لوایح ببندد.

(30 اردیبهشت 97)

انقلاب اسلامی از ابتدای ظهور خود در سپهر سیاست جهان دستور کار خاص خود را داشت. این دستور کار نه تابع شرق بود نه تابع غرب. در پیشانی نهضت رهایی بخش امام خمینی (ره) و مبارزه با استبداد و استکبار جهانی، کلمه نه شرقی، نه غربی می درخشد و این درخشش هر سال مختصات خود را دارد. انقلاب در چهل سالگی خود با مباحث و مسائلی جدید روبه‌روست که هرچند در این چهار دهه برخی از آنها تکراری است اما در نوع خود بدیع می نماید.
امروز پیش از هر زمان باید روی کلمه انقلاب، انقلابیگری و بازتولید افکار انقلابی تأکید کنیم. سرّ اینکه طی یک سال گذشته رهبر معظم انقلاب اسلامی، انقلابی بودن، انقلابی فکر کردن و انقلابی ماندن را کلید واژه بیانات خود قرار داده اند، همین است.

(23 اردیبهشت 97)
درد آمریکایی‌ها چیست که این روزها به پاره کردن قراردادها و پیمان‌های بین المللی و نقض حقوق بین‌الملل و نهایتاً بی‌هویتی و بی حیثیتی روی آورده‌اند؟درد آمریکایی‌ها چیست که دیگر چهره خود را پشت ویترین «جامعه جهانی» پنهان نمی کنند و این گونه عریان به صحنه آمده اند؟درد آمریکایی‌ها چیست که اکنون به عنوان بزرگترین تهدید صلح و امنیت جهانی رخ نشان می دهند و می خواهند هزینه امنیت خود را از جیب همپیمانان خود در منطقه و جهان بپردازند؟درد آمریکایی‌ها چیست که دیگر به فکر همگرایی در جی هشت، جی بیست و دیگر پیمان‌هایی که متضمن نظم نوین جهانی به قرائت اتاق فکرهای مستقر در واشنگتن بود، نیستند؟

(20 اردیبهشت 97)

برجام محصول یک مذاکره 12 ساله با غرب و آمریکا بود. 10 سال اول مذاکره برجام دیپلمات‌های ما به این  نتیجه رسیدند که آمریکایی‌ها دنبال تعویض درّ غلتان با یک آب نبات چوبی هستند. به همین دلیل زیر بار توافق نرفتند. با آمدن دولت روحانی و دادن وعده‌های فریبنده از سوی غرب، دو سال هم مذاکره فشرده صورت گرفت تا به «برجام» رسیدیم. آمریکا از همان روز اول دبه کرد و به تعهدات خود عمل نکرد. اروپا هم به تبع آمریکا به تعهدات خود عمل نکرد. آخرین ساعات سه‌ شنبه گذشته ترامپ در یک شوی سیاسی رسوا اعلام کرد از برجام خاج شدیم، بالاترین سطح تحریم‌ها را اعمال خواهیم کرد و هر کشوری هم به ایران کمک کند به شدت تحریم خواهد شد.

(15 اردیبهشت 97)

رئیس جمهور در جشنواره ملی قدردانی از کارگران گفت: «دولت از  بس فربه و چاق شده، نمی تواند راه برود.» وی همچنین گفته است: «باید برای دولت، عصا و ویلچر بگیریم!» راستی چرا دولت روز به روز فربه ‌تر می شود؟ چرا  نتوانسته ‌ایم یک اقتصاد «مردم محور» و «مردم بنیاد» را طراحی و عملیاتی کنیم؟ ضرورت «مردمی سازی اقتصاد» در قانون اساسی جمهوری اسلامی، در سیاست ‌های کلی ابلاغی از سوی مقام معظم رهبری و نیز رهنمودهای امام امت بنیانگذار جمهوری اسلامی موج می زند. 

(8 اردیبهشت 97)

اصل گفتگو را کسی تردید ندارد. اما تردید در نوع گفتگو، توافق، نحوه توافق و اجرای توافق است. قصد برجام یک قصد عبرت ‌آموز برای ملت و دولت ما در مواجهه با دشمن است. کسانی که به آن دل بسته بودند و حل  همه مشکلات کشور را در آن جستجو می‌ کردند، 
یکی پس از دیگری از آن دل کندند و دیگر امیدی به آن ندارند.
آخرین کورسویی که از آن دیده می‌ شود برخی نشسته ‌اند سه احتمال داده‌ اند و برای هر احتمالی یک رویکردی را پیشنهاد می‌ کنند. چون داستان بدعهدی و نقض پیمان یک رویه همیشگی برای دشمن شده، حتی نمی ‌شود به هیچ یک از احتمالات نگاه کرد.
قصه از اینکه چه باید کرد، گذشته است. این یک سوال قدیمی است. اینکه از کجا آغاز کنیم مهم و حرف نویی است.
ترامپ می‌گوید؛ توافق برجام یک توافق احمقانه است. او بدین  ترتیب اعتراف می ‌کند که ما در این توافق با یک مشت احمق رو به رو هستیم. این آدرس درستی است برای رفتن به سمتی که کار را از کجا باید آغاز کنیم؟

(5 اردیبهشت 97)
حکمرانی خوب، ادب و آداب میزانی دارد. میزان یک حکمرانی خوب چیست؟ ادب و آداب آن کدام است؟ بی‌تردید عقلانیت، آن هم عقلانیت معطوف به وحی، نمای بیرونی و درونی این ادب و آداب و  میزان را برای ما نشان می‌دهد. اگر از آن پیروی نکنیم در وادی اوهام و خیالات، فکر می‌کنیم مشغول حکمرانی خوب هستیم.
یکی از مصادیق حکمرانی خوب آن است که حاکمان، متحد و یکپارچه به مسائل مردم فکر کنند. از تشتت و اختلاف و نیز دوقطبی و سه قطبی کردن جامعه خیری حاصل نمی شود. اینکه عصر یک شنبه در مجلس سران قوا به همراه نمایندگان مجلس و وزرا و معاونین و مسئولین دستگاه قضائی زیر یک سقف جمع شدند و دغدغه آنها رفع مشکلات کشور و مردم بود، یک تصویر معقول از حکمرانی خوب است. همین تجمیع نشان از یک عزم برای حرکت به سمت کارآمدی است.

(3 اردیبهشت 97)

آمریکایی‌ها در جنگ مرزی با جمهوری اسلامی ایران کم آورده‌اند. آنها در زمین و آسمان و دریا حرفی برای گفتن در یک نبرد مردانه با ایران ندارند. دشمن کیلومترها دور از مرزهای ایران نیز زمینگیر شده است. حضور غرب و به‌ویژه آمریکا در افغانستان، عراق، سوریه و یمن فقط هزینه داشته، درآمدی راهبردی بر آن مترتب نبوده است.